استقراض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استقراض . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) وام خواستن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). وام کردن . وام گرفتن . قرض کردن . قرض خواستن . ♦ استقراض کردن ؛ وام خواستن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استقراض . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) وام خواستن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). وام کردن . وام گرفتن . قرض کردن . قرض خواستن . ♦ استقراض کردن ؛ وام خواستن .