استقامت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ مَ) [ ع. استقامة ]<BR>۱- (مص ل.) ایستادگی کردن، مقاومت کردن.<BR>۲- (اِمص.) پایداری.<BR>۳- راست ایستادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ مَ) [ ع. استقامه ] ۱- (مص ل.) ایستادگی کردن، مقاومت کردن. ۲- (اِمص.) پایداری. ۳- راست ایستادن.
واژگان فارسی سره واژهدان
پایمردی، پایداری، ایستادگی