استفاقه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استفاقه . [ اِ ت ِ ق َ ] (ع مص ) افاقه . به شدن گرفتن بیمار. صحت روی کردن بیمار را. ◄ بهوش آمدن مست و جز آن . (منتهی الارب ). با هوش آمدن . (تاج المصادر بیهقی ). به خود آمدن . ◄ به حالت اصلی بازگشتن . ◄ برآسودن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ فواق فواق دوشیدن ناقه را. ◄ بازایستادن از شراب . (منتهی الارب ).