فرهنگ لغت

استفاده کردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

به‌کار بردن، استعمال کردن، مصرف کردن، به‌کار گرفتن چیزی، آزمودن ورزش دادن استثمار کردن اشغال کردن صرف کردن، خوردن یاری خواستن، پناه بردن، متوسل شدن، دراختیار گرفتن کشیدن، نشئه شدن دارو خوردن، تزریق کردن فایده بردن، سود کردن، سود بردن استخدام کردن، گماشتن برخوردار بودن، لذت بردن، متنفع شدن، دراختیار داشتن

معنی استفاده کردن | فرهنگ لغت