فرهنگ لغت

استفاده نکردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

بدون چیزی سرکردن، امساک کردن، چشم پوشیدن از، اجتناب کردن، صرفنظر کردن، پرهیز کردن، پرهیزیدن نگهداری نکردن استفاده نشدن، ماندن، مصرف نشدن، به‌کارنرفتن و باقی بودن

معنی استفاده نکردن | فرهنگ لغت