ازقیالیغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ازقیالیغ. [ ] (اِخ ) پسر چوچی . (جامع التواریخ رشیدی ج ٣ ص ١٥). و بلوشه مصحح آن کتاب گوید اصلاح کلمه میسر نشد. (تعلیقات فرانسه ٔ همان کتاب ص ٢٤).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ازقیالیغ. [ ] (اِخ ) پسر چوچی . (جامع التواریخ رشیدی ج ٣ ص ١٥). و بلوشه مصحح آن کتاب گوید اصلاح کلمه میسر نشد. (تعلیقات فرانسه ٔ همان کتاب ص ٢٤).