ارواع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارواع . [اَرْ ] (ع ص، اِ) ج ِ اَرْوَع، بشگفت آرنده کسی را از حسن و جمال یا از شجاعت و مانند آن . (منتهی الارب ).
ارواع . [ اِرْ ] (ع مص ) کلمه ٔ زجر گفتن گوسفندان را: اُروِع َ بالغنم ؛ لَعاً لَعاً گفته شد گوسپند را و آن کلمه ٔ زجر است مر گوسپندان را.