ارمولة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارمولة. [ اُ ل َ ] (ع ص ) غلام ٌ ارمولة؛ پسر محتاج مسکین . (منتهی الارب ).
ارمولة. [ اُ ل َ ] (ع اِ) ارمولةالعرفج ؛ پاره ای از شاخ عرفج که بر تنه مانده باشد بعد از بریدن . ج، ارامل، ارامیل . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارمولة. [ اُ ل َ ] (ع ص ) غلام ٌ ارمولة؛ پسر محتاج مسکین . (منتهی الارب ).
ارمولة. [ اُ ل َ ] (ع اِ) ارمولةالعرفج ؛ پاره ای از شاخ عرفج که بر تنه مانده باشد بعد از بریدن . ج، ارامل، ارامیل . (منتهی الارب ).