ارعاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) به رعب و هراس افکندن.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) به رعب و هراس افکندن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارعاب . [ اِ ] (ع مص ) ترساندن . ترسانیدن . اِرهاب . اِفزاع . تخویف :اَرْعَبَه ُ؛ خَوَّفَه و اَفْزَعَه . (معجم الوسیط).
فرهنگ طیفی واژهدان
اخافه، تخویف، مرعوب کردن، تشر، ابهت، هیبت، ترساندن، بیم دادن، بازداشتن، تهدید، اخطار، مجازات چیز مرعوبکننده: نهیب، فریاد، آژیر، صدای بلند، علامت خطر شکوه، احتشام، جلال، شوکت، حشمت، سطوت، مهابت، اقتدار
واژگان فارسی سره واژهدان
هراساندن، هراس، ترساندن، ترس