ارتیق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارتیق . [ اُ ] (اِخ ) یاقوت گوید: بضم و چنانکه از افواه اهل حلب شنیدم بفتح و آن کوره ایست از اعمال حلب در جهت قبلة. (معجم البلدان ).
ارتیق . [ ] (اِخ ) موضعی است درجنوب ایستگاه بابادورمز، در مسیر راه آهن عشق آباد.