ارتماز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارتماز. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) جنبیدن . ◄ جنبیدن قوم در مجلس برای برخاستن یا برای خصومت . ◄ اضطراب کردن . مضطرب بودن از زخم . (تاج المصادر بیهقی ). پریشان حال شدن از زخم . طپیدن از زخم یعنی ضرب .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارتماز. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) جنبیدن . ◄ جنبیدن قوم در مجلس برای برخاستن یا برای خصومت . ◄ اضطراب کردن . مضطرب بودن از زخم . (تاج المصادر بیهقی ). پریشان حال شدن از زخم . طپیدن از زخم یعنی ضرب .