ارتم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارتم . [ اَ ت َ ] (ع ص ) آنکه بیان سخن نتواند برای آهنی [ ظ: آفتی ] که در زبان یا دندان دارد. (منتهی الارب ). و مؤلف تاج العروس گوید: الارتم الذی لایفصح الکلام و لایفهمه کأنه کسر أنفه، قد جاء ذکره فی الحدیث و یروی بالمثلثة ایضاً.
ارتم . [ اَ ت َ ] (ع اِ) از اعلام مردان عرب است .