ارتباش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارتباش . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) نیکو شدن حال . (مؤید الفضلاء). نیکوحال گردیدن : راه امید انتعاش و ارتباش جز بعون نصرت و مدد و اعانت آن حضرت متصور نیست . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٦٨).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارتباش . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) نیکو شدن حال . (مؤید الفضلاء). نیکوحال گردیدن : راه امید انتعاش و ارتباش جز بعون نصرت و مدد و اعانت آن حضرت متصور نیست . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٦٨).