اذراق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اذراق . [ اِ ] (ع مص ) ذرق افکندن مرغ . فضله افکندن طیر. سرگین افکندن مرغ . (منتهی الارب ). ◄ اذراق ارض ؛ اسپست یعنی حندقوق و ذرق، رویانیدن زمین . یونجه رویانیدن زمین .
اذراق . [ اِذْ ذِ ] (ع مص ) سرمه درکشیدن با ذُرَق یعنی اسپست دشتی یا عصاره ٔ آن .