اذراع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اذراع . [ اِ ] (ع مص ) اذراع بقره ؛ گوساله زادن ماده گاو. ◄ صاحب گوساله شدن گاو. ◄ بابچه شدن گاو دشتی . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ اذراع در کلام ؛ پر گفتن و افراط کردن در آن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ بسیار شدن سخن . ◄ قبض به ذراع . بذراع و آرش گرفتن . ◄ اخراج . بیرون کردن : اذراع از زیر جبه ؛ بیرون کردن ذراع از زیر آن . ◄ طمع کردن .
اذراع . [ اِذْ ذِ ] (ع مص ) اذراع ذراعین از تحت جبه ؛ بیرون کردن دو ذراع از زیر آن .