ادمام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ادمام . [ اِ] (ع مص ) زشت آوردن از سخن و جز آن . ◄ کار بد و زشت کردن . ◄ بچه ٔ زشت روی زادن .
ادمام . [ اُ دَ ] (اِخ ) نام شهریست بمغرب و یاقوت گوید من در آن شاک باشم . (معجم البلدان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ادمام . [ اِ] (ع مص ) زشت آوردن از سخن و جز آن . ◄ کار بد و زشت کردن . ◄ بچه ٔ زشت روی زادن .
ادمام . [ اُ دَ ] (اِخ ) نام شهریست بمغرب و یاقوت گوید من در آن شاک باشم . (معجم البلدان ).