ادعاء
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ دِّ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- دعوی کردن، مدعی شدن.<BR>۲- نام و نسب خویش گفتن پیش حریف در کارزار.<BR>۳- آرزو کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ دِّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- دعوی کردن، مدعی شدن. ۲- نام و نسب خویش گفتن پیش حریف در کارزار. ۳- آرزو کردن.
واژگان فارسی سره واژهدان
فراخواست، دادخواهی، خواست