ادعا کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ادعا کردن . [ اِدْ دِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دعوی کردن . مدعی بودن . مزیتی برای خود قائل بودن . رجوع به ادعاء شود. ◄ مطالبه کردن .
فرهنگ طیفی واژهدان
کرکری خواندن، یللی خواندن، حق نداشتن، اظهار کردن، مطالبه کردن، طلبیدن
واژگان فارسی سره واژهدان
داویدن، ازآن خود دانستن