اخطاردادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آگاهانیدن، خبردادن، اطلاع دادن، گزارش کردن، مشورت دادن مضطربکردن، متوحش ساختن، هراسان کردن خاطرنشان کردن، تذکر دادن، توبیخ کردن، سرزنش کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
هشدار دادن، آگاهانیدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آگاهانیدن، خبردادن، اطلاع دادن، گزارش کردن، مشورت دادن مضطربکردن، متوحش ساختن، هراسان کردن خاطرنشان کردن، تذکر دادن، توبیخ کردن، سرزنش کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
هشدار دادن، آگاهانیدن