اخروش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخروش . [ اُ ] (اِ) خروش . شور و غوغا. (برهان قاطع) : شادی و خوشی امروز به از دوش کنم بجهم دست زنم نعره و اخروش کنم . منجیک (از شعوری ). و در دیوان منوچهری در مسمطی بنام منوچهری آمده است .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخروش . [ اُ ] (اِ) خروش . شور و غوغا. (برهان قاطع) : شادی و خوشی امروز به از دوش کنم بجهم دست زنم نعره و اخروش کنم . منجیک (از شعوری ). و در دیوان منوچهری در مسمطی بنام منوچهری آمده است .