فرهنگ لغت

احتقاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

احتقاب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) باردان برداشتن . ◄ استحقاب . ذخیره نهادن چیزی را. (زوزنی ) (منتهی الارب ). ◄ بستن چیزی را در دنباله ٔ پالان یا چوب آن . (منتهی الارب ). بر ترک بستن . ◄ احتقاب اِثم ؛ برداشتن گناه را. (منتهی الارب ). گناه و آنچه بدان ماند برداشتن . (تاج المصادر)(زوزنی ). ◄ بر ترک سوار کردن . اِرداف .

معنی احتقاب | فرهنگ لغت