فرهنگ لغت

احتفان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

احتفان . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) احتفان شجر؛ برکندن درخت از بیخ . (منتهی الارب ). از بن برکندن . ◄ احتفان چیزی ؛ فراگرفتن آن را از خویش . (منتهی الارب ). چیزی از بهر خویش فرا گرفتن . (تاج المصادر). ◄ هر دو دست در زانو گذرانیده ببرداشتن کسی را. (منتهی الارب ).

معنی احتفان | فرهنگ لغت