احتباس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص.) در حبس کردن، نگه داشتن چیزی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص.) در حبس کردن، نگه داشتن چیزی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احتباس . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) واداشته شدن . (تاج المصادر) (زوزنی ). بازداشته شدن . ♦ احتباس بول ؛ بازایستادن بول .شاشبند. اُسر. ◄ واداشتن . (زوزنی ) (تاج المصادر). بازداشتن . ◄ خسیس و ناکس شمردن . ◄ بخل کردن . (غیاث ). ◄ بند گردیدن . ◄ در زندان شدن . ◄ (اصطلاح طب ) مقابل استفراغ . مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: احتباس با باء موحده نزداطباء احتقان مواد در بدن باشد. و این لفظ هم بطریق لازم و هم بطریق متعدی استعمال شود. و احتباس طمث نیز از این ماده است، چنانکه در کتاب حدودالامراض بیان کرده است . ♦ احتباس الطمث ؛ مرض مخصوص زنان (اصطلاح طب ) . ♦ احتباس خون (اصطلاح طب ) .