اجناس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ جنس.<BR>۱- قسمها، نوع، گونهها.<BR>۲- کالاها، امتعه.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ جنس. ۱- قسمها، نوع، گونهها. ۲- کالاها، امتعه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجناس . [ اَ ] (اِخ ) نام پهلوانی تورانی از سپاهیان افراسیاب در شاهنامه : چو اجناس با ویسه در میمنه سرافراز هر یک گو یک تنه . فردوسی .
اجناس . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ جنس : اینچنین آفریده گشت جهان شغل (؟) از انواع و مردم از اجناس . مسعودسعد. ◄ و مصطلح دفتر اکبرشاهی آنکه سپاهیان را سوای نقد در وجه علوفه ٔ ایشان دهند. ♦ اجناس عالیه ؛ مقولات . مقولات عشر. قاطیغوریاس . ♦ جنس الاجناس ؛ جنس عالی . (اصطلاح منطق ). رجوع به جنس شود.
مترادف و متضاد واژهدان
اقمشه، امتعه، کالا اقسام، انواع، گونهها
واژگان فارسی سره واژهدان
کالاها