اجنادین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجنادین . [ اَدَ / اَ ] (اِخ ) (وقعه ٔ...) رجوع به اجنادین شود.
اجنادین . [ اَ دَ / اَ ] (اِخ ) موضعی است به شام از نواحی فلسطین . در کتاب ابوحذیفة اسحاق بن بشر بخط ابوعامر العبدری آمده است که اجنادین از رملة از کوره ٔ بیت جبرین است که در آن مسلمین را با رومیان وقعه ای است . (معجم البلدان ). و این جنگ در خلافت عمر روی داد. مؤلف مجمل التواریخ و القصص در ص ٢٧٣ آرد: چون سال پانزدهم [ هجرت ] بود ابوعبیده حمص بگشاد و قِنسرین و قِیساریّه و اجنادین جمله در این تاریخ بر مسلمانان گشاده گشت، و پنج یک غنیمتها بجانب مدینه فرستاد. و رجوع به حبط ج ١ صص ١٥٨ - ١٦١ شود.