اجرار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجرار. [ اِ ] (ع مص ) کفانیدن زبان شتربچه تا شیر نخورد. (منتهی الارب ). بچه شتر را زبان شکافتن تا شیر نخورد. ◄ قرض را تأخیر کردن . دیرتر ستاندن دین . مهلت دادن در ادای دین : اجرّه الدین . (منتهی الارب ). ◄ تبعیت کردن در سرور و اغانی : اجرّ فلاناًاغانیه . (منتهی الارب ). ◄ نیزه در نیزه زده گذاشتن . نیزه در مطعون بگذاشتن . (زوزنی ) (تاج المصادر): اجرّه ؛ نیزه زد و گذاشت آن را در زخم که می کشد آنرا. (منتهی الارب ). ◄ نشخوار کردن شتر. ◄ اجرّه رَسنه ؛ بگذاشت او را تا هرچه خواهد کند. (منتهی الارب ). افسار کسی را بسر خود او زدن .