اثواب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اثواب . [ اِث ْ ] (ع مص ) پاداش دادن . ◄ پرآب گردانیدن حوض . اثابة. (منتهی الارب ).
اثواب . [ اَث ْ ] (ع اِ) ج ِ ثوب . جامه ها : بسنده نیست ببزم تو گر فلک سازد ز برگها دینار و ز ابرها اثواب . مسعودسعد. ابواب خزاین قدیم و حدیث فرمود تا گشاده کردند و اجناس جواهر و نقود و اثواب آمده و مصلحت آن مهم و تقسیم آن به رأی و صوابدید.... (جهانگشای جوینی ). ♦ فلان ٌ طاهرالاثواب ؛ یعنی پاک است از عیوب .عفیف است .