ابوقیس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابوقیس . [ اَ ق َ ] (اِخ ) صرمةبن قیس یا صرمةبن ابی اَنَس . مردی از بنی نجار از قبیله ٔخزرج . او نخست پرستش بتها می کرد، سپس دین ترسائی گرفت و رهبانیت گزید و در شیخوخیت آنگاه که پیامبر صلوات اﷲ علیه مسلمانی پدید کرد ابوقیس اسلام آورد. او رااشعار حکم بسیار است و ابن عباس از او روایت کند.
ابوقیس . [ اَ ق َ ] (اِخ ) الدمشقی . محدث است . او از عبادةبن نسی و از او ابومعاویه روایت کند.
ابوقیس . [ اَ ق َ ] (اِخ ) جهنی . صحابی است . وی به فتح مکه در رکاب رسول صلوات اﷲ علیه بود و پیوسته در بادیه بسر می برد و بآخر خلافت معاویه درگذشت .