ابوسعید ابوالخیر | رباعیات | رباعی شماره ۱۱۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست اجزای وجودم همگی دوست گرفت نامیست ز من بر من و باقی همه اوست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست اجزای وجودم همگی دوست گرفت نامیست ز من بر من و باقی همه اوست