ابن طاوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن طاوس . [ اِ ن ُ وو ] (اِخ ) غیاث الدین ابوالمظفر عبدالکریم بن احمدبن موسی بن جعفربن محمدبن احمدبن محمدبن طاوس علوی حسنی (٦٤٨- ٦٩٣ هَ .ق .). فقیه شیعی . در ادب و نحو و عروض نیز استاد بود. در کربلا متولد شد و نزد علمای حِلّه علم آموخت . صحبت محقق حلی و حکیم طوسی نصیرالدین را ادراک کرد در حافظه قوی بود و ذهنی تیز داشت چنانکه گویند بچهل روز در خواندن و نوشتن از استاد بی نیاز شد. در بغداد نقابت سادات علوی با او بود و در ٤٥ سالگی درگذشت . او راست : شمل المنظوم فی مصنفی العلوم . فرحةالغری بصرخة الغری . (از ابن داود).
ابن طاوس . [ اِ ن ُ وو ] (اِخ ) سید جمال الدین ابوالفضائل احمدبن موسی حسنی حلّی، برادر رضی الدین علی . فقیه و ادیب و محدث شیعی . شاگرد ابن نما و ابن معد و استاد علامه و ابن داود. هشتادودو تصنیف داشته، از آن جمله است : کتاب بشری . ملاذالعلماء. حل الاشکال در رجال . عین العبره فی غبن العتره . وفات ٦٧٣ هَ .ق .
ابن طاوس . [ اِ ن ُ وو ] (اِخ ) سید رضی الدین علی بن موسی بن جعفر علوی حسنی . اشهرمردان این خاندان، برادر جمال الدین احمد. مستنصر خلیفه نقابت علویان بدو تکلیف کرد و او امتناع ورزید. سید را با ابن علقمی وزیر صحبت و دوستی بوده و پانزده سال در بغداد اقامت داشت، آنگاه بحله و پس از آن به نجف رفت و هنگام تسلط مغول به بغداد بدارالخلافه بازگشته و در آنجا تا آخر عمر (دوشنبه ٥ ذیقعده ٔ ٦٦٤ هَ .ق .) اقامت داشته است و از طرف هولاکو سه سال و یازده ماه منصب نقابت علویان بدو مفوض بوده است . او را کتب بسیار در حدیث و ادعیه و غیر آن هست از جمله : کتاب اللهوف علی قتلی الطفوف . الاقبال بصالح الاعمال . جمال الاسبوع بکمال العقل المشروع . الدروع الواقیه من الاخطار. سعدالسعود. غیاث سلطان الوری لسکان الثری . مهج الدعوات . کتاب الامان . البهجه لثمرة المهجه . کتاب الطرائف فی مذهب الطوائف . کتاب زهرةالربیع فی ادعیةالاسابیع.