ابن سعید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن سعید. [ اِ ن ُ س َ ] (اِخ ) ابوالحسن علی بن موسی مغربی . یکی ازعلمای لغت عرب . مولد ٦٠٥ یا ٦١٠ هَ .ق . بنزدیکی شهر غرناطه . پدر او در سفر حج وفات کرد و ابن سعید به اشبیلیه علم و ادب فراگرفت و سپس هشت سال به اسکندریه اقامت گزید و از آنجا به بغداد و حلب و دمشق و موصل و بصره و مکه و تونس سفر کرد و بخدمت مستنصر بار یافت . و سفری دیگر به سال ٦٦٦ بمشرق آمد و تا ارمنستان برفت و بتونس بازگشت و بروایتی به سال ٦٧٣ در دمشق و یا به سال ٦٨٥ به تونس درگذشت . او راست : کتاب المغرب فی حلی المغرب . کتاب المشرق فی حلی المشرق . مقدمه ای بر کتاب جامع المرقصات و المطربات محمدبن معلی الازدی . المرقص و المطرب فی اخبار اهل المغرب . المقتطف من ازاهر الطرف . الطالع السعید فی تاریخ بنی سعید.