ابن حمزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن حمزه . [ اِ ن ُ ح َ زَ ] (اِخ ) نصیرالدین علی بن حمزةبن حسن طوسی . فقیه شیعی، معاصر ابن ادریس . او رامصنفاتی است که علی بن یحیی الحناط از او روایت کرده . و بعضی او را طبرسی یعنی منسوب به تفرش گفته اند.
ابن حمزه . [ اِ ن ُ ح َ زَ ] (اِخ ) نصیرالدین عبداﷲبن حمزةبن عبداﷲبن حمزةبن حسن بن علی طوسی مشهدی . استاد قطب کیدری و شاگرد شیخ ابوالفتوح رازی، صاحب تفسیر. و او از اعیان علمای امامیه است . و کتاب الوافی بکلام المثبت و النافی از اوست .
ابن حمزه . [ اِ ن ُ ح َ زَ ] (اِخ ) عمادالدین ابوجعفر محمدبن علی بن حمزه . صاحب کتاب وسیله در فقه . اقوال او بین علماء شیعه معروف است . در قرن ششم هجری میزیسته . تاریخ وفات او به دست نیست فقط در کتاب مناقب خود گوید: حدیثی راکه دوریستی بفارسی ترجمه کرده بود من در سال ٥٦٠ هَ .ق . به عربی نقل کردم .