ابن حسام خوسفی | غزلیات | غزل شماره ۸۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خط تو دایره مشک گرد ماه کشید بر آفتاب سواد شب سیاه کشید دلم به دعوی خون بر غزال چشمت را سرشک سرخ و رخ زرد را گواه کشید مقام شیفته حالان پناه طره تست دل مقام شناسم بدان پناه کشید نوید داد عنایت مرا که لطف عمیم رقم به عفو تو بر صفحه گناه کشید اگرچه میرود آلوده دامن ابن حسام به ذیل عاطفت سایه الاه کشید