ابن حسام خوسفی | غزلیات | غزل شماره ۸۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
مژدهای دل مر ترا کارامش جان میرسد خه خهای جان زنده شو چون بوی جانان میرسد بخ بخای آدم ترا کایام ناکامی گذشت کز یزید خوش خبر پیغام رضوان میرسد سر بر آرای ساکن بیت الحزن تا بشنوی بوی پیراهن که از یوسف به کنعان میرسد ای صبا فراشی فرش سبا کن دم به دم خاصه چون هدهد به درگاه سلیمان میرسد تازه باشای گلبن شادی زباغ مردمی خوش برآ کاوازه مرغ خوش الحان میرسد سرو دلجویی چمن از قد خود چندین مناز سرکشی از سربنه سرو خرامان میرسد گشت روشن مطلع صبح امید ابن حسام ظلمت شب میرود خورشید تابان میرسد