ابن حسام خوسفی | غزلیات | غزل شماره ۶۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
جان را همیشه بر سر کوی توراه باد دل را مقیم در سر زلفت پناه باد همچون بنفشه زلف تو پشتم دوتاه کرد یا رب که پشت زلف تو دایم دوتاه باد ای چشم دیدهای که چه کردی به جای دل زین کرده، خان ومان تو دایم سیاه باد چشم ار گناه کرد که در ابروی تو دید پیوسته کاردیده من این گناه باد انجا که کشتگان تودعوی خون کنند چشم تو بر مقاله ایشان گواه باد طالع قرین حال و سعادت رفیق تو دولت مظیع و بخت نکو نیکخواه باد ابن حسام محرم اسرار جان تویی جانت حرم نشین حریم اله باد