ابن القفطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابن القفطی . [ اِ نُل ْ ق ِ ] (اِخ ) جمال الدین ابوالحسن علی بن یوسف بن ابراهیم بن عبدالواحد الشیبانی . مولد او به شهر کوچک قفط از اعمال صعید مصر به سال ٥٦٨ هَ .ق . در بدایت عمر بقاهره رفت و مقدمات علوم را بدانجا فراگرفت و آنگاه که پدر او یوسف بتصدی منصبی در سنه ٔ ٥٨٣ به بیت المقدس شد با پدر بدانجا هجرت کرد و بتکمیل دانش پرداخت و پس از ١٥ سال سفری بحلب کرد و مدت ده سال در آنجا ببود و به سال ٦١٠ عامل خراج گشت و تا سال ٦٢٨ با فترتی در میان (٦١٣-٦١٦) بدان مقام باقی ماند و در ٦٣٣ ملک العزیز او را وزارت خویش داد و تا هنگام مرگ (٦٤٦) این مقام داشت . در زمان وزارت بتألیف پاره ای کتب خویش توفیق یافت و از مساعدت بعض دانشمندان عصر ازجمله یاقوت دریغ نورزید چنانکه خود یاقوت در کتاب خویش از ایادی و مکارم او امتنان نموده است . او راست : تاریخ الیمن . تاریخ المغرب . تاریخ القاهرة. تاریخ السلاجقه و غیرها. لکن از جمله ٔ کتب او امروز جز مختصر زوزنی مسمّی ̍ به منتخبات از تاریخ الحکماء او که در لیپزیک و نیز قاهره به طبع رسیده چیزی در دست نیست و این کتاب مشتمل بر شرح حال چهارصد و چهارده تن طبیب ومنجم و حکیم است و در تتبعی که نگارنده در فهرست ابن الندیم و تاریخ الحکما در ضمن همین تألیف کرده چنین میداند که تاریخ الحکما جز انشاء دیگر ابن الندیم نیست، بدین معنی که آنچه را صاحب الفهرست گفته عیناً ابن القفطی با اطاله ٔ بیان بی افزودن مطلبی نو تجدید کرده است و تنها تراجم اشخاصی که پس از ٣٧٧ هَ .ق . میزیسته اند شاید از خود ابن القفطی یا اقتباس از کتب دیگر باشد مانند عیون الاَنباء ابن ابی اصیبعه و جز آن .