ابسار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابسار. [ اِ ] (ع مص ) خراشیدن ریش (زخم ) را پیش از نضج آن . ناسور کردن ریش . ◄ گشن دادن خرمابن پیش از وقت آن . ◄ خواستن حاجت پیش از وقت . ◄ غوره آوردن خرمابن . ◄ غوره ٔ خرما آمیختن در نبید خرما. ◄ کشتی در دریا بازایستادن . ◄ کندن زمین به ستم گرفته .