آهنگیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آهنگیدن . [ هََ دَ ] (مص ) قصد کردن . آهنگ کردن . ◄ آهنجیدن . کشیدن، چنانکه آب را از چاه و جز آن : کرده شیران حضرت تو مرا سرزده همچو گاو آب آهنگ . سنائی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آهنگیدن . [ هََ دَ ] (مص ) قصد کردن . آهنگ کردن . ◄ آهنجیدن . کشیدن، چنانکه آب را از چاه و جز آن : کرده شیران حضرت تو مرا سرزده همچو گاو آب آهنگ . سنائی .