فرهنگ لغت

آلکل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

آلکل . [ ک ُ ] (فرانسوی، اِ) (از عربی ِ اَلکُحل ) اَلْکُل . جوهر. جوهَر شراب . و رجوع به الکل شود.

معنی آلکل | فرهنگ لغت