فرهنگ لغت

آلکلی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

آلکلی . [ ک ُ ] (ص نسبی ) الکلی . آنکه به بسیار آشامیدن مشروبهای الکل دار چون شراب و عرق و کنیاک و رم و سایر انواع آن معتاد است .

معنی آلکلی | فرهنگ لغت