آغوداغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آغ و داغ . [ غ ُ ] (ص مرکب، از اتباع ) در تداول عوام، آغ و داغ چیزی یا کسی بودن ؛ سخت خواهان و شیفته ٔ او بودن . عاشق غاش کسی یا چیزی بودن . ◄ (اِ مرکب، از اتباع ) آغ و داغش درآمده بودن ؛ سخت لاغر و نزار شده بودن چنانکه یک یک استخوانهای او بچشم توان دیدن .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی