آغا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ تر. ] (ص. اِ.)<BR>۱- خاتون، خانم.<BR>۲- زن، زوجه.<BR>۳- عنوانی که برای احترام به اول اسم خواجه سرایان افزوده میشد. مثل آغاالماس، مبارک آغا.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ تر. ] (ص. اِ.) ۱- خاتون، خانم. ۲- زن، زوجه. ۳- عنوانی که برای احترام به اول اسم خواجه سرایان افزوده میشد. مثل آغاالماس، مبارک آغا.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آغا. (ترکی، اِ) خاتون . بی بی . سیده . ستی . بانو. بیگم . خانم . ◄ زن . حرَم : اما شرط رعایت اصناف اربعه، اول جانب حرمهای بزرگ اگرچه در ازمنه ٔ سالفه، خصوص ملوک عجم، خواتین را در مهمات ملکی و دولت ملاحظه بسیار نمی بود و امور سلطنت بارادت یا عدم ارادت ایشان زیاده تعلقی نمیداشت ولیکن خاقانان ترکستان را قاعده این بود که مطلقاً در جمیع وقایع مشورت با آغایان کردندی و رای ایشان بر جمیع اهل استشارت مقدم بودی و سلاطین ترکمان نیز در اصل چون پرورده ٔ دولت ایشانند همان طریقه قدوه و دستور خود دارند و بناء کلیات امور بر صوابدید ایشان نهند پس پناه بحمایت ایشان بردن ازجمله ٔ ضروریات است و آن چنان باید که بعد از عدم اختلاط آغایان با لواحق و حواشی ایشان که در مقام قرب باشند علی اختلاف طبقاتهم از احسان این کس محروم نباشند. (از اندرزنامه ٔ منسوب به خواجه نظام الملک ). ◄ کلمه ٔ احترامی است که بر سر نام خادمان یعنی خواجه سرایان درآرند، چنانکه آقا در دیگر مردم : آغابشارت . آغاجوهر.
واژگان فارسی سره واژهدان
زن، بیخایه، بیتخم، بانو