فرهنگ لغت

آدمی گری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

آدمی گری . [ دَ گ َ ] (حامص مرکب ) بشریت : اما گاه گاه در درون استاد امام از راه آدمی گری اندک داوری می بود. (اسرارالتوحید). چون چشم من بر وی افتاد از آدمیگری هیچ چیز با من نماند. روحی و آسایشی از وی بمن رسید چنانکه بیخود گشتم . (اسرارالتوحید).

معنی آدمی گری | فرهنگ لغت