آبشار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.)<BR>۱- رودی که در مسیر خود از بلندی به پایین فرو ریزد.<BR>۲- سنگ مشبک که بر دهانة ناودانها نصب کنند.<BR>۳- یکی از حرکات حملهای در والیبال و پینگ پنگ و تنیس، پرش و زدن توپ از بالای تور به زمین حریف با زاویهای تند. (فره).<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) ۱- رودی که در مسیر خود از بلندی به پایین فرو ریزد. ۲- سنگ مشبک که بر دهانه ناودانها نصب کنند. ۳- یکی از حرکات حملهای در والیبال و پینگ پنگ و تنیس، پرش و زدن توپ از بالای تور به زمین حریف با زاویهای تند. (فره).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آبشار. (اِ مرکب ) (از: آب، ماء + شار، از شاریدن به معنی فروریختن، سکب ) آب جوی ونهر بزرگ که از بلندی فروریزد. مصب . شَلاّ له . ◄ سنگ مشبک که بر دهانه ٔ ناودانها نصب کنند.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه