یک نواخت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. نَ) (ق مر.)<BR>۱- یک سان.<BR>۲- یک آوا.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. نَ) (ق مر.) ۱- یک سان. ۲- یک آوا.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یک نواخت . [ ی َ / ی ِ ن َ ] (ص مرکب ) یک دست . یک رو. یک نسق . برتر که همه از یک جنس و نوعند. که هیچ جزء فروتر از اجزاء دیگر نیست . (یادداشت مؤلف ). ◄ هموار. یک دست . صاف . تخت . که سطح برابر دارند از پستی و بلندی . (یادداشت مؤلف ). رجوع به یک دست و هموار شود. ◄ که خواب پود از یک سوی باشد (پارچه یا فرش ). که گاه نوازش همگی با هم نوازش یابند. (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی