یک خدای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یک خدای . [ ی َ / ی ِ خ ُ ] (اِخ ) خدای واحد. احد. خدای یگانه : پس ازآفرین گفت کز یک خدای همی خواستم تا بود رهنمای . فردوسی . چنین بود پیغام کز یک خدای بخواهم که او باشدم رهنمای . فردوسی . به نام جهان آفرین یک خدای که رستم نگرداند از رخش پای . فردوسی . مکافات این بد به هر دو سرای بیابید از دادگر یک خدای . فردوسی . به پیروزی دادگر یک خدای سر جادوان اندرآرم به پای . فردوسی .