یپنلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یپنلو. [ ی َ پ َ ] (ترکی، اِ) مقامی که از هر شهر و ده اسباب و غله و غیره برای فروختن بدانجا آرند، به هندی آن را مندی و گنج گویند. (لطائف از آنندراج ). موضعی که امتعه و اقمشه ازهر شهری بدانجا آرند. (یادداشت مؤلف ) : شد یپنلومرو را دارالرباح وان دگر را از غمی دارالجناح بحر جان افزای و بحر پرحرج در میان هر دو بحر این لب مرج چون یپنلو در میان شهرها از نواحی آمد آنجا بهرها. مولوی . زان یپنلو هرکه بازرگان تر است بر سر و بر قلبها دیده ور است . مولوی . ◄ متاع و کالا. (جهانگیری ). متاع . (رشیدی ) (آنندراج ). ◄ قافله . (رشیدی ) (جهانگیری ) (آنندراج ). کاروان قافله . ◄ سوداگری و تجارت . (ناظم الاطباء).