فرهنگ لغت

یونیو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یونیو. [ ] (لاتینی، اِ) یونیه . یونیوس . (یادداشت مؤلف ) : و هو شهر یونیو العجمی . (ابن جبیر). استهل هلاله لیلة الثلاثاء بموافقة الثانی عشر من یونیو.(رحله ٔ ابن جبیر). و رجوع به یونیوس و حزیران شود.

معنی یونیو | فرهنگ لغت