یومیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یُ یِ) [ ع - فا. ] (ق.) روزانه، مخارج روزانه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(یُ یِ) [ ع - فا. ] (ق.) روزانه، مخارج روزانه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یومیه . [ ی َ / یُو می ی َ / ی ِ ] (از ع، ص نسبی، اِ) روزانه . هرروز. هرروزه . همه روزه . (یادداشت مؤلف ). روزانه و هرروزی . (ناظم الاطباء). ◄ چیزی که هرروز به طور استمرار به کسی می دهند. (ناظم الاطباء). میاومة. آنچه مرتب هرروزی از نان و یا پول و جز آن کسی را دهند. آنچه هر روز دهند از مواجب و مزد و مانند آن . (یادداشت مؤلف ). - اخراجات یومیه ؛ خرجهای هرروزی . (ناظم الاطباء).
واژگان فارسی سره واژهدان
هر روز، روزانه