یوشع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یوشع. [ ش َ ] (اِخ ) ابن نون بن افراهم بن یوسف بن یعقوب . صاحب موسی و خلیفه ٔ او که در حیاتش نوبت به وی منتقل گردید. (از منتهی الارب ). یوشعبن نون وصی حضرت موسی (ع ) ابن افراهم بن یوسف (ع ). (از حبیب السیر). پیغمبری معروف . (دهار). یوشع پس از مرگ هارون سه سال وصی موسی شد. موسی با یوشع اندر بیابان برفت . باد و تاریکی برآمد. موسی یوشع را در کنار گرفت و در میان پیراهن ناپدید گشت . یوشع بازگردید و بنی اسرائیل را گفت . گفتند موسی را بکشتی . او را بگرفتند و ده موکل بر وی کردند تا خدای تعالی در خواب بنمود که موسی را اجل رسید. یوشع را رها کردند و خدای تعالی او را پیغامبری داد و بنی اسرائیل را از تیه بیرون آورد در عهد منوچهر و به حرب جباران برد. آنان حیلت کردند و زنان نیکو را به سپاه بنی اسرائیل فرستادند تا ایشان زنا کنند و هلاک شوند و خدای تعالی سه روزه طاعون بر ایشان افکند بدان گناه . و بسیاری هلاک شدند در آن سه روز. یوشع ولایت جباران بستد و بسیار جایی دیگر و بنی اسرائیل را بازپس آورد. و چون عمر یوشع به ١٢٨ سال رسید بمرد. پیغمبری مرسل بود مستجاب الدعوه و از بعد او کالوب بن یوفنا بود. (از مجمل التواریخ والقصص صص ٢٠٣-٢٠٥). یعقوب و... یوشع و یسع همگی اعجمی هستند. (از المعرب جوالیقی ص ٣٥٥). در تواریخ آمده است که هارون و یوشعبن نون برای حضرت موسی نویسندگی می کردند. (صبح الاعشی ج ١ ص ٣٩). او وصی موسی بود و با مردم کنعان جنگ می کرد و برای این که جنگ را به پایان آرد به خورشید امر توقف داد (رد شمس ) و گویند یسع که در قرآن آمده هموست و باز گویند عمه زاده ٔ موسی بود. (یادداشت مؤلف ) : یوشع بِن نون اگرچه نیز وصی بود همبر هارون نبود یوشع بِن نون . ناصرخسرو. تأویل را طلب که جهودان را این قول پند یوشع بِن نون است . ناصرخسرو. حال الیاس و یوشع و ذوالکفل یافته هریک از کفایت کفل . سنایی . و رجوع به فهرست حبیب السیر و قاموس کتاب مقدس و آثارالباقیه ص ٧٥ شود.
یوشع. [ ش َ ] (اِخ ) گفته اند نام همان کسی است که به شباهت و شکل عیسی درآمد و به دار آویخته و کشته شد. (از کامل ابن اثیر چ جدید بیروت ص ٣١٨).
یوشع. [ ش َ ] (اِخ ) نام پسر نوح پیغمبر. (ناظم الاطباء).